«داره حالم ازش بههم میخوره... اصلا انگار نه انگار که آدمای دیگه
اهمیتی دارن؛ دقیقا شیفته خودشه و بس»، وای نمیدونی چهجور آدمیه!
حال
میکنه که 2ماه تنها بزنه بره توی یه ویلا، تک و تنها بمونه بدون اینکه
حتی یه آدم هم ببینه. موندم که چهجور میتونه با این همه تنهایی حال
کنه؟»، «میزشو که میچینه، یه طرف فقط باید کاغذاش باشن، یه طرف فقط قلما.
اگه اینجور نباشه انگار دارن دارش میزنن. حالا اینکه یه مثاله؛ کل زندگیش . . .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن در 88/03/28 و ساعت
|








